تبلیغات
من یک آریاییم - جنگ بیژن و هومان


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :امید رضایی
تاریخ:جمعه 18 دی 1394-05:02 ب.ظ

جنگ بیژن و هومان



     بیژن با یک مترجم به سوی تورانیان رفت و به مترجم گفت فریاد بزن و هومان را برای جنگ دعوت کن ! هومان صدایش را شنید و گفت باید بروم و از بزرگان اجازه بگیرم و بیایم .

     سپیده دم روز بعد بیژن به هومان گفت باید برای نبرد جایی دور از سپاهیان توران و لشکر ایران برویم تا کسی به کمک هیچ یک از ما نیاید .

       در جایی دور زره ها را از تن به درآوردند با شمشیر و سپر نبرد را شروع کردند سپس دست به عمود بردند و به زورآزمایی پرداختند تا از روی زین اسب یکدیگر را زمین بزنند هر دو زوری برابر داشتند از اسب ها پیاده شدند و اسب ها را به مترجمان دادند و با دهانی خشک و تنی غرق در عرق و خسته شروع به کشتی گرفتن کردند توافق کردند تا لحظه ای جنگ را متوقف و آب بنوشند و دوباره جنگ آغاز شد زور بیژن برتری داشت گردن و ران هومان را گرفت و او را بر زمین زد و با خنجر سر او را از بدن جدا کرد ، بعد سر هومان را با فتراک پشت اسب بست .

         مترجم هومان ترسید به سوی بیژن دوید و او را ستود ، بیژن گفت نگران مباش می توانی نزد سپاه توران بازگردی و هرچه دیدی را به آنها بگو !

          بیژن برای بازگشت راهی جز عبور از میان تورانیان نداشت برای آنکه آسیب نبیند لباس جنگی خود را درآورد و لباس هومان را پوشید و با درفش او به میان تورانیان رفت دیدبانان شادی کردند که هومان در نبرد پیروز شده و به پیران خبر دادند که درفش بیژن سرنگون در کنار تن خونینش افتاده است وقتی مترجم رسید و خبر کشته شدن هومان را داد بیژن از میان لشکر توران خارج شده بود درفش را انداخت دیدبانان به سوی بیژن دویدند و به گیو خبر آمدن او را دادند همه او را ستودند و او با سر بریده هومان نزد گودرز رفت .

        گودرز او را ستود و هدایای زیادی چون تاج و جامه خسروانی گوهرنشان ، کمر زرین ، ده اسب زرین لگام ، ده غلام ، پری روی زرین کمر به او بخشید .

سوگواری تورانیان در غم از دست دادن هومان

         برادران هومان پیران و نستیهن خشمگین و اندوهگین شدند . پیران به نستیهن گفت باید با ده هزار سوار آزموده به ایرانیان شبیخون بزنی !

         سپیده دم دیدبانان ایران به گودرز خبر شبیخون نستیهن را دادند ، گودرز بیژن را فراخواند گروهی به انتقام هومان آمده اند هزار جنگجو بردار و به جنگ آنها بشتاب !دو سپاه به هم حمله و تیر باران کردند گروه زیادی کشته شدن ، تیری به نستیهن خورد و زخمی شد بیژن نیز با عمودی بر سرش کوبید و او را کشت و تورانیان در این جنگ شکست خوردند .

       پیران جاسوس فرستاد تا وضعیت جنگ نستیهن را گزارش کنند جاسوسان خبر آوردند نستیهن و سواران تورانی سر بریده در میدان جنگ افتاده اند .

دستور پیران به سپاه توران برای جنگ

        پیران از مرگ برادرانش گریست و بر سر زد و سپیده دم روز بعد دستور حمله را به سپاهش داد ، جنگ سختی آغاز شد و تا غروب ادامه داشت ، گودرز حدس زد پیران از افراسیاب نیرو و سپاه کمکی می خواهد سپس نامه ای به کی خسرو نشست و پس از توصیف دلاوری های بیژن گفت افراسیاب اکنون کنار رود جیحون است و اگر حمله کند ما توانایی مقابله نداریم همچنین حتما ً اشکش و لهراسب و رستم را با خود بیاور ! نامه را مهر کرد و به فرزندش هجیر داد تا به شاه برساند .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


How can we increase our height?
یکشنبه 15 مرداد 1396 12:15 ق.ظ
I'm no longer sure the place you are getting your information, but great topic.
I needs to spend some time learning much more or working out more.
Thanks for fantastic information I used to be in search of this info
for my mission.
miriammimozo.blog.fc2.com
جمعه 13 مرداد 1396 12:14 ب.ظ
I think everything posted made a bunch of sense.

But, what about this? what if you added a little information? I am
not suggesting your information isn't good, but what if you added something to possibly grab folk's attention? I mean من
یک آریاییم - جنگ بیژن و هومان is kinda vanilla.
You ought to look at Yahoo's front page and watch how they
create news titles to get people interested.
You might add a video or a related picture or
two to grab people interested about what you've written. In my
opinion, it could make your posts a little bit more interesting.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر