تبلیغات
من یک آریاییم - ترجمه کتیبه بیستون ستون سوم


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :امید رضایی
تاریخ:دوشنبه 29 خرداد 1391-11:34 ق.ظ

ترجمه کتیبه بیستون ستون سوم



بند1-پس از آن سپاه پارس را از ری نزد ویشتاسب فرستادم چون آن سپاه به ویشتاسب رسید؛او فرمانده آن سپاه شد و در محلی به نام پتی گریان در پارت با شورشیان جنگید. اهورامزدا مرا یاری کرد و بخواست اهورامزدا ویشتاسب سپاه شورشیان را سخت شکست داد در ماه گرم پد این جنگ روی داد.

بند2-سپس آن کشور ازآن من شد،این است آنچه من در پارت کردم.

بند3-مملکتی که نام آن مرو است بر من شوریدند مردی به نام فرادا را سردار خود کردند و من دادرشی نام پارسی را که از اتباع من وشهربان باختر بود را به جنگ او فرستادم و چنین گفتم پیش برو وسپاه شورشیان را که مرا شاه خود نمی دانند درهم شکن. دادرشی با مروی ها جنگید. اهورامزدا مرا یاری کرد و بخواست اهورامزدا سپاهیان من شورشیان را شکست سختی دادند این جنگ درروز 23 ماه اثریادی واقع شد.

بند4-سپس آن کشور ازآن من شد این است آنچه من در باختر کردم.

بند5- مردی بود به نام وهی یزدات در ناحیه یوتی یا در پارس  او دومین کسی است که در پارس برخاست و گفت من بردیا پسر کوروش هستم پس سپاهیان پارس که در کاخ بودند از اطاعت من سرپیچیدند و به سوی وهی یزدات رفته او شاه پارس شد.

بند6-پس از آن من لشکری از پارس وماد که همراه من بود، بیرون فرستادم آرته وردید نام پارسی را که از اتباع من بود سردار آن سپاه کردم.بعد از آن  بقیه لشکر پارسی که در فرمان من بود به طرف ماد رفت و آرته وردید به طرف پارس در محلی موسوم به رخا وبعد در پارس وهی یزدات به طرف  آرته وردید آمد تا بجنگد و جنگ کردند اهورامزدا مرا یاری کرد وبخواست اهورامزدا سپاه من سپاه وهی یزدات را شکست داد در روز دوازدهم ماه ثورواهرا این جنگ اتفاق افتاد.

بند7-پس ازآن وهی یزدات با چند سوار سوار گریخت و به سوی پی ثی یا اوودا رفت و از آنجا لشکر جمع کرد وبه قصد جنگ با  آرته وردید عازم گردید.پرگ نام کوهی است درآنجا جنگ کردند.اهرامزدا مرا یاری کرد وبخواست او سپاه من بر سپاه وهی یزدات پیروز شد. روز پنجم از ماه گرم پد این جنگ واقع گردید وهی یزدات ویارانش را دستگیر کردند و آنهایی را که از برجسته ترین یار او بودند اسیر کردم.

بند8-پس از آن وهی یزدات ویارانش را در هووادیکی شهری در پارس بدار زدم.

بند9- این است آن چه من درپارس کردم.

بند10-وهی یزدات که خود را بردیا می خواند سپاهی به هروات(رخج) فرستاده، مردی به نام ویوان نام پارسی که تابع من بود شهربان بود ،مردی را سردار آن سپاه کردند و به او گفته بودند برو ویوان و آن سپاهی را که مطیع داریوش است شکست بده. پس آن سپاهی که وهی یزدات فرستاده بود به جنگ ویوان آمد.دژی است به نام کاپیشکان که درآنجا جنگ کردند به یاری اهورامزدا سپاه من سپاه شورشیان را درهم شکست این جنگ در روز سیزدهم ماه انامک روی داد.

بند11-باردیگر شورشیان گردآمدند و به سوی ویوان رفته تا بجنگند،گندوتاوا شهری است دررخج درآنجا جنگ کردند اهورامزدا مرا یاری کرد و بخواست اهورامزدا لشکر من لشکر یاغی را شکست سختی داد در هفتم ماه ویخن این جنگ روی داد.

بند12- پس از آن این مرد که سردار سپاه شورشیان بود ، وهی یزدات اورا به سوی ویوان روانه کرده بود بگریخت وبا چند تن سوار که با او بودند از کنار دژ آرشاد نام در رخج رفت ویوان با سپاهیان او را دنبال نمود او و یارانش را اسیر کرد وکشت.

بند13-سپس آن کشور ازآن من گردید این است آنچه من دررخج کردم.

بند14- آنگاه که من در پارس وماد بودم بابل دگربار بابل از من برگشت مردی ارخه نام ارمنی پسرهال دیت در بابل برخاست او بدروغ خود را پسر نبونید نامید پس مردم بابل به من شوریدند وبه سوی ارخه گرویدند او بابل را گرفت و شاه بابل شد.

بند15-پس من سپاه به بابل فرستادم وایندافرن نام پارسی را که تابع من بود را سردار آن سپاه کردم وگفتم بروید سپاهیان بابل را که خود را ازآن من نمی دانند درهم شکنید.ایندافرن با سپاه به بابل رفت اهورامزدا مرا یاری کرد وبخواست اهورامزدا ایندافرن بابلی ها را سخت شکست داد و آن ها را اسیر کرد 22 ماه ورک زن اتفاق افتاد پس ارخه که خود را بخت النصر می خواند ویارانش دستگیر پس من فرمان دادم که ارخه و همدستانش را در بابل به دار کشند.

بند16- این است آنچه من در بابل کردم.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


How we can increase our height?
شنبه 11 شهریور 1396 07:39 ب.ظ
Whats up this is kinda of off topic but I was wanting to know if blogs use WYSIWYG editors or if you have to
manually code with HTML. I'm starting a blog soon but have no coding experience so I wanted
to get guidance from someone with experience. Any help would be greatly appreciated!
Brigette
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:03 ب.ظ
I got this website from my buddy who shared with me concerning this web site and now this time I am visiting this website and reading very informative content at this time.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر